اون خانواده نه چندان دوست داشتنى كه هى ازشون ميگفتم و ديگه باهاشون ارتباط نداريم و ديشب تو مهمونى يكى ديگه ديديم، بعد در جواب اينكه چه ميكنيد گفتيم منتظر ويزا و رفتن به كاناداييم.. بعد پدره دختره با يك قيافه اى عاقل اند سفيهى گفت اگر محمد آمريكا كار پيدا نكرده، كانادا هم نميتونه :)) و اينكه دانشگاه اونجا از دانشگاه گندِ اينجا پايين تره :))