مامانم اعتقاد داره ، اگه اتفاقات دور و برت بده نباید هی نِق بزنی و هی به همه من باب درد و دل بگی چقدر این روزهای زندگی بده، منم سعی میکنم نق نزنم ولی باور بفرمایید اینقدر این روزها بده ، اینقدر بده، اینقدر همه چی بده که بعضی وقتها دلم میخواد این کابوس تموم بشه
Nov 1, 2014
from
جودی آبوت ِمومن به مچایش,
Дарда ™دَردا,
Amir,
فاجعه,
M∂s♥ud,
شادی جون,
Bahar,
نازلی ✽,
محمد,
TohiD,
Shinil,
پریشاهدخت,
ardvisoor,
and
farzaam
liked this
آخه سخت ترین مسیر ممکن رو هم انتخاب کردین. به نظرم اگر ایران میموندین ساده تر بود همه چیز
- farzaam
من حاضر بودم ایران بمونیم. اصلا دلم نمیخواست کاری رو که مطمئن بودم ازش متنفره شروع کنه.ولی به خاطر راهنمایی و اصرار اشتباه اطرافیانش شروع کرده و حالا کم آورده، حتی میگم الان هم برگردیم بازم میشه شروع کرد، اما بازم به خاطر حفظ آبروی همون اطرافیان حاضر نیست برگرده .. کلا اپسیلونی امید ندارم اتفاقی بی افته که این وضع عوض بشه ... مشکل خیلی ریشه ای تر از این حرفهاست
- AidA®
ببین آیدا نهایتاً هیچ کس براتون دل نمیسوزونه و خودتون تنها میمونین تو زندگی. بنابراین راه درست رو برین و اصلاً کاری نداشته باشین مردم چی میگن. حفظ آبرو دیگه چه ربطی به کجا بودن شما داره؟
- farzaam
تو ایران دست و بالتون باز تره. ته تهش حتی کار تخصصی نمی کنین مثلاً روی یک جنس و توزیعش کار می کنین یا خیلی کارهای دم دستی دیگه که میشه با همونا هم امید پیشرفت داشت. ولی اینها رو نمی تونی اونجا داشته باشی. من این حرفا رو به تو میزنم و لزوماً به دیگران همین توصیه رو نمی کنم ولی شرایط شما اینطوری که من فهمیدم تو ایران مناسب تر خواهد بود
- farzaam
:( کاش حل بشه زودتر مشکلتون
- نازلی ✽
فرزام موافقم باهات کاملا..متاسفانه تو وضعیت الان اینقدر پارامتر های مختلف هست که برگشتن به ایران شاید آخریش باشه..کرگدن الان مشکل هوم سیکی نداریم..مشکل اینکه از زندگی چی میخوای، متاسفانه یا خوشبختانه من خیلی وقته میدونم میخوام چی کار کنم، ولی همسر چون پدرشون میخواستن بچه هاشون « فقط» دانشگاه خوب درس بخونن، بدون توجه به روحیاتشون « بهترین» تصمیم رو گرفتن که به هر زحمتی و با هر قیمتی بچه ها دانشگاه به نام برن ! ...نازلی امیدوارم..
- AidA®
مشکل اینکه نمیتونه دکترا بخونه، چون از اول هم نمیخواست دکترا بخونه و فکر میکرد تا بیاد اینجا میره سر کار .. استادش هم شدیدا سختگیره و چون علاقه ای نداره که بخونه نمیتونه هندل کنه شرایطش رو ... فقط میخواد بره سر کار که با وضعیت الان کانکشن میخواد و نه کانکشنی هست و نه کاری ...
- AidA®
اى بابا! جنبه مثبت همه چيز رو ببين
- پژمان
همه ی اینها رو گفتم بهش :( میگه از درس خسته ام، بدم میاد، میگم خب اگه میخوای بمونی الان تنها راهش درسه میگه نه برمیگردم، میگم باشه برگردیم هرچه زودتر بهتر، میگه نه ایران چیزی ندارم که، نمیدونه از زندگیش چی میخواد، اشتباه تصمیم گرفته، اشتباه عمل کرده و تازه تو این سه ماه متوجه تمام اشتباه های زندگیش شده، حالا هم گیج و افسرده و داغونه..منم نمیدونم چی کار کنم، نمیدونم ..
- AidA®
اگه نمیخواست درس بخونه و دوست نداشت پس چرا برا دکترا اومد؟
- Assal
برای اینکه بمونه خارج ! و دوم پدر محترمشون گفتن من دلم میخواد از مک گیل دکترا بگیری !!!!
- AidA®
دقیقا ربیت، منم بهش میگم تا آخر ترم تصمیم بگیر میخوای چی کار کنی یا یه استاده دیگه یا مستر و یا برگشتن..خودشم میدونه با این وضع بره جلو اخراج میشه ..
- AidA®
خب پس الانم پدر محترمشون بیان زندگی رو راست و ریست کنن
- Assal
پووف عسل ، پوووووووووووف
- AidA®
من اگه میدونستم که با این هدف میاید اینجا که برید سرکار و دکترا رو نخونه بهتون میگفتم که اشتباهه و نیاید اصلا
- Assal
منی که لفظ شراب میشستم از روی کتاب --- زمانه کاتب دکان می فروشم کرد //// آیدا میدونی که خیلی برام محترم و با ارزش هستید و برای همین میگم صبور باش و عجله نکن و نا امید نشو و روی مشکلاتت متمرکز نباش که انرژی بگیرن
- Дарда ™دَردا
موافقم باهات که اشتباه بود عسل، اون موقع خیلی گفتم ولی هی گفتن حالا برید ببینید چی میشه! حالا هم شد این، فعلا تونستم راضیش کنم به تغییر رشته فکر کنه و بره رشته ای که دوست داره بخونه ..البته امیدوارم با فاند بتونه پذیرش بگیره ... چون این رشته اش هم بازار کارش افتضاحه هم علاقه نداره، تهش هیچ آینده ای نداره .../ ممنون دردا ... والا من که صبر ایوب و نوح رو هم رد کردم و امیدوارم همه چی بهتر بشه ... / هاله جانم :*
- AidA®