الاهیات قرآنی؛ نظام «خلق و امر» و آزمون انسان http://neeloofar.ir/critic...
دراین نوشتار بر اساس مجموعه ای از آیات قرآن مدل ساده ای از جهان ما که همان جهان «خلق و امر» خداست ارائه می گردد. باور نگارنده این است که اگر رابطه بین پنج کلیدواژه: 1) «کلمه»، 2) «امر»، 3) «خلق»، 4) «روح» (الرّوح) و 5) «وحی»، که در مدل تبیین شده است، خوب فهمیده شود؛ تغییری اساسی در «الاهیات» و در نتیجه در جهان بینی مسلمانان و حتی پیروان سایر پیامبران رخ خواهد داد. با این تغییر در الاهیات و جهان بینی است که هدف از خلقت و جایگاه انسان در جهان و آزمون «احسن عمل» [1] [2] [3] قرآنی را می توان بهتر فهمید و در نتیجه یک کنشگر و عامل خدا بود با «بهترین عمل»؛ آن طور که شایسته مقام انسان است. در [2] دیدگاه برخی شاعران کلاسیک و برخی روشنفکران دینی زمانه ما درباره جایگاه انسان در جهان مورد اشاراتی انتقادی واقع شد: این فکر نادرست که انسان بر اثر گناه و اشتباه زوجین آدم به این جهان رانده شده است. نوع نگرشی که زندگی انسان در این جهان را دور افتادن از اصل و زندگانی پر از درد و رنج در تبعیدگاه می داند. آن گونه نگرشی که حالت مطلوب را رهایی از این جهان و فنا شدن در خدا در جهان دیگری می داند! در حالی که بنا بر قرآن خلقت «آسمان ها و زمین» و تسخیر بسیاری از مخلوقات و پدیده ها برای انسان است. سیاره زمین خانه و محل قرار انسان است. خدای احسن الخالقین که احسن هر چیزی را خلق کرده است و انسان را نیز در احسن تقویم خلق کرده است؛ علم و رحمت خود را در همه جا و همه چیز گسترده است و از فرد فرد انسان ها انتظار دارد تا با احسن عمل کسی شوند. با سلم و بهترین عمل آگاهانه محسن شوند. خواهیم دید دوگانه هایی چون امور دنیایی و امور معنوی، علم و دین، عقلانیت و معنویت برساخته هایی بیش نیست و در دین جایی ندارد. - نافرمانی مدنی
اما متاسفانه آن دانش قدیمی و ابتدایی 25 قرن قبل از جهان و کائنات، اثرات خودش را در «جهان بینی» کنونی بسیاری از اندیشه ورزان اسلامی و به ویژه اسلام حوزوی حفظ کرده است. مثال گویای آن سردرگمی و سال ها تلاش و مطالعه بی حاصل در همین «آسمان های هفت گانه و زمین» قرآن است که پس از چهارده قرن هنوز محل منازعه های عجیب و غریب است! نتیجه آن شده است انحراف از مطالعه این جهان به افلاک موهومی مقدس بالای این جهان و برتر از این جهان! و زنده گی و زندگی و کسی شدن در این جهان را به فنا شدن در جهان های موهوم باختن! آن هایی هم که هدف خلقت را گریه برای مظلومیت ائمه می دانند که تکلیفشان معلوم است؛ زندگی را بر خود و مردمان با ماتم و عزا تلخ کردن! انسان را از عاملیت و کنشگر بودن در این جهان به یک شئی گریه سرخود تبدیل کردن! - نافرمانی مدنی
جهان و همین عرش کریم الهی خود را «دنیای پست» پنداشتن و به جای آن امر متعالی را در افلاک یا دنیایی دیگر جستجو کردن؛ شاید علت العلل عقب ماندگی ها و فلاکت های کنونی مسلمان جهان باشد! به راستی چرا آیات قرآن درباره جهان، جایگاه و نقش انسان، «خلق» و «امر» الهی، و رابطه خالق و مخلوق چنین بد فهمیده شده است! چرا بسیاری از آیات قرآن درباره جهان و نقش انسان در این جهان، مغفول و یا مسکوت مانده است! به نظر می رسد با پیش فرض پست و خوار بودن دنیا، بسیاری از تلاش ها و پویش های فکری علما، حکیمان، و عارفان مسلمان به سمت جستجوی خدایی که مقیم «آسمان» می باشد سوق داده شده است. آن خدایی که در آسمان برای خودش پادشاهی و کاخ و تخت و تاج و خدمه راه انداخته است! پس هر چه آن «بالا» در آسمان است خوب است و متعالی و هر چه در «پایین» است پست و زمینی! دراین «جهان بینی» بالا و پایین است که بحث های کلامی بیهوده و بی اساس قرن ها افکار را از دنیا و نقش انسان در این دنیا منحرف کرده است. در چنین جهان بینی است که برای مثال مجادلات خونبار معتزله و اشاعره، درباره «حادث» یا «قدیم» بودن قرآن در می گیرد و ... شوربختانه هر طرف با یقین کامل فتوای قتل طرف دیگر را صادر می کند! - نافرمانی مدنی
اگر این مساله ساده و روشن فهمیده نشود تا قرن ها و هزاره های دیگر همچنان این دور باطل تولید مطالب بیهوده و بحث ها و شرح های بیهوده بعدی درباره آن ادامه خواهد یافت! دور باطلی که هیچگاه به ثمر نخواهد نشست. کلمه طیبه باید حاصل خیز باشد. اگر بعد از چهارده قرن هنوز بسیاری از مطالب پایه ای ساده و روشن تفسیر و تاویل بردار است، علت آن ضعف یا نبود سنت و فرهنگ اندیشه ورزی در مسلمانان اولیه است. با رسوخ اندیشه شکوفای یونانی و در واکنش به آن به تفسیر و تاویل های نامربوط از آیات قرآن مشغول شدند. تا جایی که محیط اندیشه ورزی نیز طبق سنت قریش تبدیل شد به نزاع های خونین معتزله و اشاعره و اختلافات نظری را با شمشیر حل کردن! در حالی که همین قرآن، که در تفسیر آیاتش (درباره قدیم بودن یا حادث بودن قرآن) به قتل یکدیگر مشغول شدند، با صراحت گفته است داوری اختلافات نظری خود را در آخرت به خدا واگذار کنید. در این دنیا احسن عملا آزمون است. مسلما صدور فتوای قتل یکدیگر و ترور یکدیگر آن هم به صرف اختلافات نظری، «احسن عمل» نیست! - نافرمانی مدنی