قرائتهای دينی، نه اجبار كه الزام هر زمان است http://www.roozonline.com/persian...
هر دين و آيينی، بر اساس شرايط زمانی و مكانی، و باورهای غالب اجتماعی تشريع گرديده است و دين اسلام نيز از اين قاعده مستثنی نيست. لذا نمی‌توان مدعی بود دينی كه بر مبنای شرايط مكانی، زبانی و فرهنگی يك جامعه‌ای تشريع گرديده است را می‌شود "عيناً" همانگونه به فرهنگها و جوامع ديگر تسری داد؛ زيرا در چنين صورتی بخاطر تضادی كه با ديگر فرهنگها و زبانها بوجود می‌آيد، اشكالاتی بروز می‌كند كه نهايتاً به تضارب كشيده خواهد شد و در اين ميان نيز ظهور قرائتهای جديد اجتناب ناپذير است./ قرآن كريم نيز به بومی بودن اديان اذعان نموده و بطور بسيار صريح و روشن بيان كرده كه هر پيامبری را برای يك قوم و زبانی مشخص مبعوث نموده است: "هيچ پيامبرى را جز به زبان مردمش نفرستاديم، تا بتواند پيام خدا را برايشان بيان كند."[ ۲] و از اين رو برای هر قوم و ملتی، شريعتی خاص را بيان كرده و نخواسته است تا قبايل و ملل را از تمامی جهات يك‌دست نمايد: "براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مى‏خواست همه شما را يك امت مى‏ساخت. - نافرمانی مدنی
تمامی اين آيات و آيات مشابه ديگر دلالت بر آن دارد كه شريعت پيامبر مكرم اسلام(ص) شريعتی قومی و برای هدايت جامعه‌ی عرب حجازی بوده است، نه بعثت و شريعتی جهانی. ضمن اينكه قرآن كريم در آيه‌ای رسالت پيامبر مكرم اسلام(ص) را حتی محدود به هدايت مردم مكه و اطراف آن كرده و رسالتش را به تمامی نقاط سرزمين عربستان نيز تعميم نداده است - نافرمانی مدنی